الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
663
علل الشرايع ( فارسي )
حضرت فرمودند : آرى . عرضه داشتم : به ما رسيده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گروهى را به خاطر اين كار ملامت و سرزنش كردند ؟ حضرت فرمودند : آنها گروهى بودند در مقابل دشمن كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مأمورشان كرده بودند در جاى خود مانده و به جاى ديگرى نروند ، وقتى مرگ و هلاكت در بينشان واقع شد از آن مكان به جاى ديگرى گريختند و اين گريز به مثابه اين بود كه از صحنه نبرد جهاد گريخته بودند از اين رو مورد نهى و ملامت قرار گرفتند . حديث ( 2 ) و با همين اسناد از ابن محبوب ، از جميل بن صالح ، از ابى مريم « 1 » نقل شده كه وى گفت : در ذيل فرموده حق تعالى : * ( وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ، تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ) * « 2 » ( و مرغان ابابيل را براى هلاكت ايشان فرستاد ، آن مرغان آن قوم را با سنگهاى سجّيل سنگباران كردند ) حضرت ابى جعفر عليه السّلام فرمودند : اين مرد از اهل مدينه بوده كه در ساحل دريا به طرف مشرق بين يمامه و بحرين قرار داشتند ، ايشان راهزنى كرده و به فعل منكرات مشغول بودند ، حق تعالى پرندگانى را بر ايشان مسلَّط كرد كه از طرف دريا آمده و روى سر ايشان قرار گرفتند ، سرهاى اين پرندگان همچون سر درندگان و چشمهايشان نظير چشمهاى پرندگان درنده بود ، با هر كدام سه سنگ بود ، دو سنگ در دو چنگشان و يك سنگ در منقار آنها بود ، اين پرندگان آن مردم را سنگباران كرده تا جايى كه اجساد و ابدانشان آبله دار گرديد و بدين ترتيب حق تعالى آنها را به واسطه اين پرندگان هلاك فرمود ، قبل از آن اين پرندگان را كسى نديده و اثرى از آبله در بينشان نبود و جماعتى از آن مردم كه گريخته و از ترس جان فرار كرده بودند به حضر موت كه وادى است در يمن رسيدند حق تعالى سيلى فرستاد و غرقشان نمود در حالى كه قبل از اين حادثه اصلا در آن وادى آب نبود و به همين خاطر آن وادى را حضر موت نام گذاردند يعنى وادى كه آن گروه در آن مردند .
--> « 1 » - ابو مريم انصارى نامش عبد الغفار بن قاسم است و به فرموده مرحوم علامه در خلاصه ثقه مىباشد . « 2 » - سوره فيل آيه